شمس الدين حافظ

521

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

437 - « نشست خسروى » افسرِ سلطانِ گل پيدا شد از طَرفِ چمن * مَقْدمش يا رب مبارك باد بر سرو و سمن خوش به جاى خويشتن بُود اين نشست خسروى * تا نشيند هركسى اكنون به جاى خويشتن خاتمِ جم را بشارت ده به حسنِ خاتمت * كاسمِ اعظم كرد از و كوتاه ، دستِ اهرمن تا ابد معمور باد اين خانه كز خاكِ درش * هر نفس با بوى رحمان مىوزد باد يمن شوكت پورِپشنگ و تيغ عالمگير او * در همه شهنامه‌ها شد داستان انجمن خِنگِ چوگانىِ چرخت رام شد در زير زين * شهسوارا چون به ميدان آمدى گويى بزن جويبارِ مُلك را آب‌روان ، شمشيرِ تُست * تو درختِ عدل بنشان ، بيخِ بدخواهان بكن بعد ازين نشگِفت اگر با نَكهتِ خُلقِ خوشت * خيزد از صحراىِ ايذَج نافهء مُشك ختن گوشه‌گيران انتظار جلوهء خوش مىكنند * برشكن طَرفِ كلاه و بُرقع از رخ برفكن مشورت با عقل كردم گفت : حافظ باده‌نوش * ساقيا ، مِى ده به قولِ مستشارِ مؤتمن اى صبا بر ساقى بزمِ اتابك عرضه‌دار * تا از آن جامِ زرافشان جرعه‌اى بخشد به من * توضيحات : افسر سلطان گل ( تشبيه - تاج شهريار گل ) طرف چمن ( گوشهء چمن ) پيدا شد ( نمايان شد ) نشست ( جلوس ) خسروى ( شاهانه ) به جاى خويشتن ( هركس حد خود را بشناسد - پاى از گليم خود بيشتر دراز نكند ) خاتم جم ( نگين حضرت سليمان ) بشارت ( مژده ) حسن خاتمت ( نيك سرانجام ) اسم اعظم ( نام بزرگ خداوند ) كوتاه دست اهريمن ( نام خداوند دست شيطان را دور ساخت ) معمور ( آباد ) بوى رحمان ( تلميح به اويس قرنى كه پيامبر را نديده به آن حضرت ايمان آورد ) شوكت ( بزرگى ) پشنگ ( افراسياب پادشاه توران كسى كه سياوش را به كشتن داد ) شهنامه ( شاهنامه - اين بيت اشاره به خانواده ابو اسحاق اينجو مىباشد كه ترك‌نژاد بود ) خنگ چوگانى چرخ ( اسب تندروى روزگار ) شهسوار ( سوار يگانه ) بيخ بدخواهان ( ريشه دشمنان ) نكهت ( بوى خوش ) ايذج ( نام شهرى در اهواز ) برقع ( روىبند ) برشكن طرف كلاه ( گوشهء كلاهت را خم كن ) مؤتمن ( ايمن شمرده ) مستشار مؤتمن ( رأى و مشورت امين ) اتابك ( شايد مقصود پير احمد بن اتابك پشنگ از اتابكان لر - لقب غلامان بالياقت است ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - اقبال شما در حال ظاهر شدن و طلوع سعد مىباشد ، بنابراين نگرانى نداشته باشيد ، براى اينكه قلب شما روشن گردد ، همين امشب سورهء مباركه « القريش » را سه بار با حضور قلب خوان . 2 - اين نيت عاقبت و سرانجام خير و نيكى دارد زيرا در آن مژدهء پيدا شدن انگشتر حضرت سليمان است . به همين جهت عجله كار شيطان است . 3 - انسانى مشهور خواهى شد كه نام تو را همه بر زبان خواهند آورد و در كتب مىنويسند . امور بر وفق مراد شما خواهد گشت ، نگران نباش . 4 - آينده‌اى درخشان دارى ، بنابراين اراده و كوشش و توكل بر خدا را از دست مده . 5 - با خوى خوش و اخلاق پسنديده‌اى كه دارى مقامات بالا را بدست خواهى آورد ، به شرط آنكه از عقل خود كه مستشارى امين است ، بهره ببرى . 6 - نيت شما خوب است و انجام مىيابد پس بهتر است صدقه‌اى بدهيد ، از بدعهدى و بدقولى مردم گله مكن اصولا روزگار سر ناسازگار دارد و مانند اسبى سركش است ، حد اكثر بهره را از بخت خوب و تلاش خود ببر ، تا مغبون نشوى . 7 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( شكوفه در چمن ظاهر شد ، اى خدا مقدمش بر گلها مبارك باد ) ( اين نشست شاهانه خيلى بجاست تا هركسى جا و منزلت خود را بداند ) ( مژدهء خوبى به حضرت سليمان بده زيرا اسم اعظم از دست ديو بيرون آمد ، چون شايسته او نبود ) خود تفسير كنيد .